كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
340
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ إِلى مَدْيَنَ و فرستاديم بسوى اولاد مدين كه پسر ابراهيم بود أَخاهُمْ شُعَيْباً برادر ايشان شعيب بن مكيل بن يسخر بن مدين را قالَ گفت يا قَوْمِ اى گروه من اعْبُدُوا اللَّهَ بپرستيد خدا را ما لَكُمْ نيست مر شما را مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ هيچ معبودى به حق جز وى قَدْ جاءَتْكُمْ به درستى كه آمد بشما بَيِّنَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ معجزه روشن از پروردگار شما در قرآن معجزه شعيب ع مذكور نيست و در احاديث نيز به نظر فقير نرسيده اما در آيات باهرات كه ذكر معجزات انبياء مىكند مىگويد كه معجزه شعيب ع آن بود كه چون خواستى كه به كوهى بلند برآمدى كوه سر خود را فرود آوردى تا شعيب ع عليه السلام بهآسانى برو صعود كردى و هر يك از قوم او را دو مكيال و دو ميزان بودى يكى از ديگرى بزرگتر بدان بزرگ خريدندى و بدان خرد فروختندى و با وجود كفر در كيل و وزن خيانت كردندى شعيب ع ايشان را گفت كه من شما به خداى مىخوانم و آيتى روشن بشما مىنمايم فَأَوْفُوا الْكَيْلَ پس تمام و راست سازيد آلت كيل را وَ الْمِيزانَ و آله وزن را يا در كيل و وزن راستى كنيد وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ و كم مكنيد مردمان را أَشْياءَهُمْ در چيزهاى ايشان يعنى در خريد و فروخت خيانت مكنيد وَ لا تُفْسِدُوا و فساد مكنيد بكفر و خيانت فِي الْأَرْضِ در زمين بَعْدَ إِصْلاحِها بعد از اصلاح آن زمين ببعث انبياء و انزال كتب ذلِكُمْ اين عمل كه مىفرمايم خَيْرٌ لَكُمْ بهتر است مر شما را إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ اگر هستيد شما گرويدگان چون قوم شعيب عليه السلام در شهر بوقت كيل و وزن خيانت كردى و در صحراها راه زدندى پس ايشان را چنانچه از نجس منع كرد از قطع طريق نيز نهى فرمود و گفت وَ لا تَقْعُدُوا و منشينيد بِكُلِّ صِراطٍ بهر راهى كه به جهت اخذ اموال تُوعِدُونَ بترسانيد مردمان را و گفتهاند ايشان بر سر راهها نشستندى هر كه خواستى كه به ملازمت شعيب ع رود او را تخويف كردندى پس شعيب ع فرمود كه بر سر راهها منشينيد كه تخويف كنيد طالبان حق را وَ تَصُدُّونَ و بازداريد عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ از راه خدا مَنْ آمَنَ آنكس را كه ايمان آورده است بِهِ به خدا وَ تَبْغُونَها و بجوئيد براى راه خدا عِوَجاً كجى يعنى طلب بطلان آن كنيد وَ اذْكُرُوا و ياد كنيد منت خداى را بر خود إِذْ كُنْتُمْ چون بوديد قَلِيلًا اندكى از جهت عدد و عد فَكَثَّرَكُمْ پس بسيار گردانيد خدا شما را بهآنكه بركت كرد در اموال و اولاد شما آوردهاند كه مدين بن ابراهيم دختر لوط را بخواست و خدا ايشان را فرزند بسيار داد و توانگر گردانيد پس شعيب اين نعمت را به ياد ايشان داد و گفت وَ انْظُرُوا و بنگريد كَيْفَ كانَ چگونه بود عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ آخر كار تباهكاران از امم گذشته كه قوم نوح ع و عاد ع و ثمود ع و قوم لوط ع بودند پس شعيب ع روى به مؤمنان كرد و گفت . وَ إِنْ كانَ طائِفَةٌ و اگر باشد گروهى مِنْكُمْ از شما آمَنُوا بگرويدند بِالَّذِي به آن چيزى كه به راستى أُرْسِلْتُ بِهِ فرستاده شدهام به آن وَ طائِفَةٌ و گروهى ديگر از معاندان لَمْ يُؤْمِنُوا نگرويدند قومى از مدين شعيب ع ايمان آوردند و جمعى ديگر انكار نموده گفتند قوت و ثروت ما راست نه مؤمنان را پس حق با ما باشد و اگر حق با ايشان بودى بايستى كه توانگرى و وسعت معاش ايشان را بودى شعيب ع فرمود اگرچه شما دو گروه شدهايد فَاصْبِرُوا پس صبر و شكيبائى كنيد حَتَّى يَحْكُمَ اللَّهُ تا وقتى كه حكم كند خدا بَيْنَنا ميان ما دو گروه وَ هُوَ خَيْرُ الْحاكِمِينَ و خدا بهترين حكمكنندگانست كه در حكم او ميل و مداهنت نيست .